ابدی ارتباط Michael Scott

در من پزشکی طنزهای مالش مرا متقاعد کرده بود که ساده ترین راه برای پیدا کردن دوستان بود که با تبدیل شدن به یک دکتر جوان. در سر من من J. D. (Zach Braff) سرد راوی-شخصیت که تبدیل بیمارستان ها به بوق زدن. در اوایل دهه بیست سالگی چگونه مادر شما آشنا شدم احساس مانند یک گسترش طبیعی. Ted Mosby (جاش ردنر), منهتن مبتنی بر معمار که ساخته عاطفی خود هسته از یک سری از امیدوار heartbreaks بود من روح حیوانی است. اما پس از آن آمد من در اواخر دهه بیست سالگی. و با آن, رسانه های اجتماعی رونق و فلج کننده تجلی که اعتبار سنجی یک بی پروا مواد مخدر است.

ترتیب یک تصویر

هر کس که مایل به تقلید Ted ریموند فریزر قمر یا راشل در حال حاضر قدرت بود آن شخصیت برای مخاطبان زندگی می کنند. من می توانم را انتخاب کنید یک هویت معاون کشیش بخش تصویر و ویرایش کردن خلاء به پخش یک زندگی در تقابل با من ناشیانه introversive شخصیت. شاید این هیچ جای تعجب است که من پس از آن زمان به دفتریک فضای کاری mockumentary محور یک رئیس است که اساسا انسان تجلی و تلخ و شیرین نقد – از دیجیتال امروز فرهنگ است. در بسیاری از راه های استیو کارل نقش مایکل اسکات به عنوان یک رسانه های اجتماعی غم انگیز: یک فرد بسیار با وسواس قرار دادن در یک نمایش برای غریبه ها که خود شخصیت نمایشی به پایان می رسد تا خود را آشکار ذاتی تنهایی و تن-ناشنوا جهل. ما لایزال محبت برای پس-غمگین-او-خوب مدیر منطقه از Dunder Mifflin کاغذ شرکت اسکرانتون شعبه ناشی از این حقیقت ناراحت کننده است که مایکل اسکات ما شد روح حیوانی در حالی که ما مشغول ساخت برنامه های دیگر.

مایکل یک فروشنده خوب به خاطر او مشاهده هر مشتری به عنوان یک دوست بالقوه او به فروش می رسد تصویر خود را به. بسیاری از ما پروژه متورم نسخه از خودمان, آنلاین, اما, دوم ما ثبت نام – دومین مایکل می رسد بعد از کار به خانه وجود دارد از درجه اعتبار ساقط است که هیچ دوربین پیشرفته است به اندازه کافی برای بررسی. این اتاق خواب به نظر می رسد خالی شام سرد و سکون مربوط توسط clinking از کارد و چنگال. همه ما می توانید انجام دهید این است که فکر می کنم از بازدید ما گاه به گاه در عین حال استادانه تشکیل شده Insta داستان ممکن است گارنر روز بعد یا شوخی بی مزه است که ممکن است تحریک توبی بدون شاشیدن او را. و سپس صبر کنید تا خورشید افزایش می یابد به طوری که لنز می تواند ما را احساس دوباره دیده است.

مایکل اسکات سمبل یک نسل است که تولید صدای به غرق سکوت در سر خود را. اما او بسیار چشمگیری در آن بد است که تقریبا در هر self-loathing فیلم زیر یک فرقه مانند احترام به Carell نقش ناخودآگاه views مایکل اسکات counterfeited برون گرایی به عنوان یک داستان عبرت انگیز. او بدترین سناریو برای مدرن درونگرا. مثلا من به طور معمول وحشت قبل از ورود به یک اتاق پر از مردم است. من تمرین من با سلام و عبارات. و تصور می کنم آنچه که مایکل را انجام دهد. او می خواهم پشت سر هم در تصادفی توهین به همه و overcompensate برای او متروک تعطیلات آخر هفته بودن و مرکز توجه و ته همه جوک را حتی بدون دانستن آن. بنابراین من مخالف: من پرهیز از تماس با چشم ایستاده در گوشه و شلاق تلفن همراه اعلام چگونه حساسیت من به انسان است. در انجام این کار, آن را با فرار از من که من تبدیل به مایکل اسکات از خود من جهان کوچک: مرکز توجه را حتی بدون دانستن آن. فقط دوربین من قطاری من اجتناب از زل زل نگاه کردن از دوربین های دیگر.

ماندن واقعی

به یاد ماندنی ترین صحنه از دفتر گشودن هنگامی که مایکل اسکات توقف تلاش برای آنها را به یاد ماندنی. نگاهی به این قسمت که در آن هیچ یک از Pam همکاران حضور او در نمایشگاه هنر اما مایکل بارج در قبل از زمان بسته شدن. او با عجله برای دریافت وجود دارد و حتی صمیمانه قدردانی از او تازه کار, در حال حرکت, Pam به اشک های خود را با ژست بی ادعا. یا مایکل آخرین روز که در آن Pam سراسیمه به فرودگاه به او بدهد نهایی آغوش قبل از او تخته هواپیما. خود خداحافظی خصوصی است; نه می دانیم که دوربین هنوز هم نورد. و یا حتی زمان Michael شهادت علیه خود فرار دختر Jan در طرح دعوی در دادگاه رسوب در برابر Dunder Mifflin. این لحظه های نادر است که در آن مایکل اسکات نیست انجام – از آنجا که هیچ کدام از آنها اتفاق می افتد در دفتر. آنها اتفاق می افتد زمانی که او ناخواسته تاثیر می گذارد و می شود یک قسمت از دیگران’ جدول زمانی. او به رسمیت نمی شناسد خود فضائل چون اعتبار برای مایکل – او از friendless دوران کودکی و شکسته خانواده – چیزی است که به طور فعال به دست آورده و نه منفعلانه برانگیخته.

به تازگی پس از توییتر, تف, من در سمت چپ خانه به گرفتن برخی از هوای تازه. یک ساعت بعد من دریافت یک تماس تلفنی از یک دوست قدیمی. در ترافیک گیر کرده او خال خال من بازی با سگ های ولگرد پایین جاده. او را به لبخند و از آن گریزان تلفن تماس بگیرید. اما ما را برآورده نمی پس از آن. او رفت و برگشت به خانه. من رفت و برگشت آنلاین. خوش غافل است که برنامه های دیگر در حال آنچه برای ما اتفاق می افتد در حالی که ما مشغول ساخت یک منظره از زندگی. عمیق در داخل آن یک لغزنده احساس. اما در سخنان مایکل اسکات: که او چه گفت.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>